اشک عاشق

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


قطره؛ دلش دریا می خواست خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بودهر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست! قطره عبور كرد و گذشت قطره پشت سر گذاشت قطره ایستاد و منجمد شد قطره روان شد و راه افتاد قطره از دست داد و به آسمان رفت و قطره؛ هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن! خدا قطره را به دریا رساند قطره طعم دریا را چشید طعم دریا شدن را اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟ خدا گفت : هست! قطره گفت : پس من آن را می خواهم بزرگ ترین را، و بی نهایت را !پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزداما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت قطره از قلب عاشق عبور كرد! و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!

محرم غزه هیئت

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

این روزا اگه یه سری به هییت های عزاداری بزنین صحنه های جالبی رو می تونید ببینین که جای شال مشکی چفیه مشکی به گردنشونه . آخه ایرونی جماعت با غیرت . نمیتونه تحمل کنه تو محرم یه کربلای دیگه تو غزه بوجود بیارن . التماس دعا...

نمى دانم چرا نمى فهمم!

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



در حالیکه موج شادی توأم با افتخار آحاد مردم جهان اسلام از اقدام شجاعانه منتظر الزیدی خبرنگار عراقی که در اعتراض به سیاست های زورگویانه شیطان بزرگ کفش های خود را بسوی بوش پرتاب کرده بود هر روز گسترده تر می شود برخی از روزنامه نگاران مدعی اصلاحات از این اقدام به خشم! آمده اند و در مقام وکیل مدافع بوش، حرکت نمادین و پرمعنای خبرنگار عراقی را محکوم کردند.!!!
در همین زمینه مسیح علی نژاد طی یادداشتی در یکی از پایگاه های اینترنتی ضدانقلاب نوشت: « چه بد است که جمعی در ایران برای لنگه کفش بزم گرفته اند»(!)
این خبرنگار دوم خردادی که چندی پیش در یادداشتی با تشبیه مردم به دلفین سابقه اهانت به ملت ایران را نیز در پرونده خود ثبت کرده است؛ حمایت برخی اصلاح طلبان دیگر از منتظر الزیدی را ناشی از جوگیری آنها دانست!
در همین حال احمد زیدآبادی نیز در مطلبی به کمک مسیح علی نژاد آمد و در همان پایگاه اینترنتی ضدانقلاب نوشت: من هرچه را بفهمم قطعاً این همه خوشحالی برخی محافل داخلی ایران از پرت کردن دو لنگه کفش خبرنگار عراقی به سمت جرج بوش را نمی فهمم!!!
(کیهان)

عيد سعيد غدير خم

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند

عید قربان

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


عید قُربان (در عربی: عيد الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد
ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران
کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن
مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو ، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‏آید را عید میدانند.
همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی







"آليا صبور"، (Alia Sabur) اولين شهروند امريكايي ایرانی‌الاصل است كه رتبه اولين و جوان‌ترين پروفسور زن را در تاريخ امريكا به خود اختصاص داده است. اين دختر ايراني تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گينس ثبت نموده است. ركوردار قبلي جوان‌ترين پروفسور دانشگاه هاي جهان متعلق به يك فيزيكدان اسكاتلندي بنام "كولين مك لورين" كه شاگرد اسحاق نيوتن بود و در سال 1717 ميلادي (291 سال پيش) در سن 19 سال و 7 ماهگي اين رتبه علمی را کسب کرده بود.
"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند. وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرايش به موسيقي به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت. آلیا چهارده ساله بود که مدرک ليسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل، نیویورک شد. او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زيادي دارد. فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک، سئول، کره جنوبی پذیرفته شد. وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فيزيك دانشگاه كنكوك تدريس مي‌كرد و در حال حاضر، رياضي و فيزيك را در دانشگاه جنوبي ايالت نيواورلند تدريس مي‌كند. او يكي از دلايل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌اي بیان کرده است.

اسراری از زیر دریا

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی











شيطـان‌ پرستـی به چه معنـاست ؟

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است ! در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی را که به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند می‌کند. در شيطان پرستی، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت هر گونه بدي و پلیدی است.روزگار عجيبی است؛ هر گوشه، در هر خيابان يا بين دوستان را که نگاه مي‌کنی درباره اين کلمه (شيطـان‌پرستـی) مي‌شنوی، مخصوصا در بين کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسيقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را يدک مي‌کشند. چيزی که الان در جامعه مشاهده مي‌شود باب شدن شيطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است. افرادي كه بدون هيچ دليل موجه و منطقي گاه‌ بيگاه لباس‌هاي عجيب غريب مي‌پوشند، علامتهاي خاصي بين خودشان دارند و به قول خودشان "تيريپ خفن ميزنن"! از همه ي اين مسائل که بگذريم حتما زياد هم شنيده‌ايد که در فلان کشور يک عده شيطان پرست يک آدم را تيکه تيکه کردند يا خوردند يا فلان جنايت را انجام دادند ... بله. از اينجور تيريپاي خفن همه جاي دنيا پيدا ميشن و بعضي وقتا هم خيلي تماشايي هستند. تصاوير زير تجمع و ميهماني گروهي از شيطان پرستان در ايتاليا را نشان مي دهد.






مراقب باشيد «گوگل» جاسوس شماست!

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


مي گويند، آمريكا جديداً ماهواره اي در مدار قرارداده كه پر از جاسوس هاي كوچك است و اسمش را هم «ژئو-آي- وان» ( 1 - Geo Eye) گذاشته و حق استفاده انحصاري از آن هم تا 10 سال آينده با «گوگل» است! و اين قصه سر دراز دارد...ماهواره «ژئوآي- وان» در واقع يك دستگاه عكاسي با درجه وضوح بسيار بالاست كه در حال حاضر در 676 كيلومتري بالاي سرمان قرار دارد، اما آيا اين يك ماهواره تجاري معمولي است؟ اشتباه نكنيد! اگر چه شركت «گوگل» يك قرارداد 10 ساله براي استفاده انحصاري از عكس هاي اين ماهواره امضا كرده، ولي «ژئوآي- وان» را در اصل «آژانس اطلاعات ملي آمريكا» وابسته به وزارت دفاع اين كشور كنترل مي كند! و اين موضوع را هم در پاراگراف كوچكي از سندي كه تحت عنوان «كتابچه مأموريت» «ژئوآي- وان» در مورد اين ماهواره در اينترنت قرارداده شده، مي خواني: «ژئوآي- وان» طيف اجرايي گسترده اي در زمينه دفاعي، امنيت ملي، حمل و نقل هوايي و دريايي، نفت و گاز، مين گذاري، خدمات نقشه برداري، برنامه ريزي دولت هاي محلي و فدرال، بيمه و مديريت خطرات، كشاورزي و ديدباني زيست محيطي، دارد.به هر حال، مي گويند دستگاه عكسبرداري «ژئوآي- وان» مي تواند حتي اشياء و اجسام بسيار ريز را هم تشخيص دهد! و «بوئينگ» در اين زمينه از يك دقت 41 سانتيمتري صحبت مي كند! به عبارت ديگر، آنها مي توانند حتي رنگ لباس زير شما را هم تشخيص بدهند! و باز هم مي گويند، اگر نامه هاي الكترونيك خود را از طريق «گوگل» دريافت مي كنيد و يا هر ارتباط ديگري كه با اين «موتور جستجو» داريد، اين را هم بدانيد كه دلارهاي «گوگل» و دولت آمريكا رفاقت طولاني و هدف داري را با هم شروع كرده اند، و اين موضوع هم تازگي ندارد! يك سال پيش، «ناسا» كه باندها و پايگاه هايش معمولا به روي همه بسته است، به دو «رئيس بزرگ» گوگل يعني «لاري پيج» و «سرجي برين» اجازه داد «هواپيماي بزرگ» خصوصي شان را در يكي از پايگاه هايش بنشانند! شراكتي واقعاً تعجب انگيز و حالا، دو ارباب بزرگ كه با هواپيما سركارشان مي آيند، وسيله نقليه شان را تقريباً «بغل» دفتر كارشان «پارك» مي كنند كه هزينه اش «فقط» 1.3 ميليون دلار ناقابل است!سرويس خارجي كيهان

WOW

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



عکسایی از سوختن یک مرد تو مغازش تو بابل عکساش با موبایل گرفتن اگه کیفیتش خوب نیست ببخشید.

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود، در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسور انيشتين تماس بگیرد بنابر این ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار انيشتين برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور انيشتين تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:وقتی برای اولین بار با بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت انيشتين روبرو شدم ایشان را بی اندازه ساده، آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش، به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست، نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد.یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات انيشتين رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام، دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم، در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند، به این ترتیب با پیگیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا انيشتين، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، با امکانات لازم را در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند، اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم، متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است، بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم، رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است، گفتم اما با این روش امکان سوء استفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطاهای احتمالی همکاران خیلی ناچیز است.بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد، با تشویق حاضرین در جلسه، وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم انيشتين در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند، من که کاملا مضطرب شده و دست و پای خود را گم کرده بودم با اشاره ي پروفسور انيشتين و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور انيشتين من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیر الان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست.آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت انيشتين از نظریه خودم دفاع می کردم و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسان وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست. بعد از کسب درجه دکترا انيشتين به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.






عشقي به اين قشنگي !

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

یک داستان واقعی

اين داستاني كه در زير نقل مي شود يك داستان كاملا واقعيست که در ژاپن اتفاق افتاده است : شخصي مشغول تخريب ديوار قديمي خانه اش بود تا آنرا نوسازي كند. توضيح اينكه منازل ژاپني بنابر شرايط محيطي داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده مانده !چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.در اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهرشد ! مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. واقعا كه چه عشق قشنگي ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ ! عشقي كه براي زيستن و ادامه ي حيات، حتي در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هيچگونه كوتاهي نكرده بود !

همه چيز در مورد گیاهان گوشتخوار

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

درباره گياهان گوشتخوار نقل قول ها ، افسانه ها و شايعات بسياري وجود دارد كه در آن از گل مرگ (كه قادر به گرفتن يك مرد و فشردن آن در داخل گلبرگ هايش مي باشد)، از درخت انگور گوشتخوار ، از درخت افعي و از درخت ميمون گير (كه برگهاي آن بعد از شكار ميمون باز شده و استخوانهاي عاري از گوشت شكار را به خارج مي ريزد) نام برده شده است. عليرغم اين نوشته هاي نا معقول و مسخره كه در اصل داراي حقيقتي هستند درباره اين گياهان بسيار گزافه گوئي شده و آنها را به طريق ناهنجاري بزرگ كرده اند. شكار گياهان گوشتخوار در حقيقت حيوانات بسيار كوچك و اغلب اوقات حشرات هستند.حتي براي اين گياهان نام گياهان حشره خوار به جاي گياهان گوشتخوار پيشنهاد شده است ولي هنوز استعمال گياهان گوشتخوار عموميت بيشتري دارد. ‏اما چرا یک گياه حشره میخورد؟ مگر نه اینکه گیاهان مواد غدایی را پاسخ این است که گیاهان حشره‌خوار در زمینهایی مانند مردابها یا لجن‌زارها رشد میکنند که خاک آن از نظر مواد مغذی بسیار فقیر است. این گیاهان برای دریافت نیتروژن و مواد مغذی دیگر، به شکار حشرات و استفاده از مواد موجود در آنها پرداخته و برای این منظور تکامل یافته‌اند. تصاویر زيرگونه نایاب و کمیاب اين نوع از گیاهان را نشان مي دهد.

با گذشت هفت سال از حادثه 11 سپتامبر 2001 ، حادثه هولناكي كه در قلب بزرگترين قدرت جهان رخ داد، فرصت مناسبي فراهم مي‌سازد تا به زواياي مختلف آن، به ويژه تاثيري كه در آرايش نيروها در سطح جهان داشته است بپردازيم. اين حادثه كه موضوع مقالا‌ت بي‌شمار، كتاب‌هاي متعدد و فيلم‌هاي سينمايي زيادي شده است هنوز در پس‌ هاله‌اي از ابهام وسؤال‌هاي زيادي قرار دارد، گرچه پیامدهای حملات تروریستی این روز همچنان روح و روان مردم آمریکا و کنترل سیاست‌های خارجی این کشور را در قبضه خود دارد و به عقیده تحلیلگران این پدیده همچنان در خاطر مردم آمریکا باقی خواهد ماند كه گروهي نيز معتقدند اين عمل تروريستي توسط پنتاگون صورت گرفته است.

سیاحت غرب 3

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

سیاحت غرب 3 حدود دو هفته پیش کلیک خورد که احتمالا" ساخت آن حدود یک سال طول خواهد کشید .
امروز چند تا عکس از پشت صحنه این فیلم براتون میذارم.





این فیلم توسط موسسه فرهنگی اشراق بابل دردست ساخت است. کارگردان این فیلم آقای عبدالمجید علیجان نژاد کارگردان سیاحت غرب 1و2است.

دوست هميشگي من !

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، تمام دنیا رو گرفته بود .یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟دوستت احتمالا ديگه مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !حرف های مافوق، اثری نداشت، سرباز اينطور تشخيص داد كه بايد به نجات دوستش برود . اون سرباز به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، خوب ببين اين دوستت مرده !خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی !سرباز در جواب گفت : قربان البته كه ارزشش را داشت .افسر گفت : منظورت چیه که ارزشش را داشت !؟ می شه بگی ؟سرباز جواب داد : بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم، هنوز زنده بود، نفس مي كشيد، اون حتي با من حرف زد ! من از شنیدن چیزی که او بهم گفت الان احساس رضایت قلبی می کنم .اون گفت : جیم ... من می دونستم که تو هر طور شده به کمک من می آیی !!!ازت متشكرم دوست هميشگي من !!!
دوست خوبم ! فرصت سلام تنگ است ! كه ناگزير و خيلي زودتر از آنچه در خيالت است بايد خداحافظي را نجوا كني. فرصت برای با هم بودن، ممکن است بقدر پلك بر هم زدنی دیر شده باشد. اما همین لحظه را اگر غنيمت نشماري، افسوس و دریغ ابدی را باید به دوش بکشی! تنها راه رسیدن به دهکده شادیها، گذر از پل دوستی هاست. اگر پای ورقه دوستی ها، مهر صداقت نخورده باشد، مشروط و رفوزه شدن در امتحانات زندگی حتمی است. صداقت، ضامن بقای دوستی های پاک و معصومانه است. برای ماندن در یاد و خاطر و دل دیگران، بايد يكدلي و دوست داشتن رو با عشق پيوند زد كه راز جاودانگي عشـــــق در همين است و بس !


باراني ام , باراني ام , باراني از آتش
يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش
.
اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زنداني از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد
با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش
.
بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش
.
تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش
.
كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد
من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش
.
اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش

آدمک

آدمک
آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنــد دست خطــی که تو را عـاشق کرد شوخی کاغــذی ماست بخنــد آدمک خر نشــوی گریه کنی ! کل دنیا ســراب است بخنــد آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو
دخترها:توی ماهیتابه روغن میریزن اجاق گاز زیر ماهیتابه روروشن میکنن تخم مرغها
رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو،نوش‌جان میکنن پسرها:توی کابینت‌های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن توی کابینت های
پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن توی یخچال دنبال تخم‌مرغ میگردن یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن دنبال کبریت میگردن با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه
دود آشپزخونه رو برمیداره ماهیتابه رو میشورن (بگو چراروغنش بوی ترشی میداد!) ماهیتابه رو روی اجاقگاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن تخم‌مرغی که از روی
کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن چند تا فحش میدن و
لباس میپوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن وبرمیگردن تلویزیون رو
روشن میکنن وصداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی
ماهیتابه میریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن دنبال کیسه نمک میگردن و بلاخره
پیداش میکنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گزارشگر فوتبال رومیشنون و میدون
جلوی تلویزیون نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشنبوی سوختگی
رواستشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه چند تا فحش میدن و تخم مرغهایسوخته رو تویسطل
میریزن توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن با چنگال فلزی تخم‌ مرغها رو هم میزنن صدای
«گل» رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلو یتلویزیون سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم‌مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک دنبال ظرفهای مسی میگردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز
میذارن و توش روغن و تخم‌مرغ میریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن یاد نمک میفتن و
میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا
میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیمانده تخم‌مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز
میخورن چند تا فحش میدن وبلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن قابلمه رو
برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن چند تافحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب
میگیرن با یه پارچه تنظیف، قابلمه روبرمیدارن پارچه رو که توسط شعله، آتیش گرفته زیر
پاشون خاموش میکنن نیمروی آماده روجلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن