همه چيز در مورد گیاهان گوشتخوار

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی

درباره گياهان گوشتخوار نقل قول ها ، افسانه ها و شايعات بسياري وجود دارد كه در آن از گل مرگ (كه قادر به گرفتن يك مرد و فشردن آن در داخل گلبرگ هايش مي باشد)، از درخت انگور گوشتخوار ، از درخت افعي و از درخت ميمون گير (كه برگهاي آن بعد از شكار ميمون باز شده و استخوانهاي عاري از گوشت شكار را به خارج مي ريزد) نام برده شده است. عليرغم اين نوشته هاي نا معقول و مسخره كه در اصل داراي حقيقتي هستند درباره اين گياهان بسيار گزافه گوئي شده و آنها را به طريق ناهنجاري بزرگ كرده اند. شكار گياهان گوشتخوار در حقيقت حيوانات بسيار كوچك و اغلب اوقات حشرات هستند.حتي براي اين گياهان نام گياهان حشره خوار به جاي گياهان گوشتخوار پيشنهاد شده است ولي هنوز استعمال گياهان گوشتخوار عموميت بيشتري دارد. ‏اما چرا یک گياه حشره میخورد؟ مگر نه اینکه گیاهان مواد غدایی را پاسخ این است که گیاهان حشره‌خوار در زمینهایی مانند مردابها یا لجن‌زارها رشد میکنند که خاک آن از نظر مواد مغذی بسیار فقیر است. این گیاهان برای دریافت نیتروژن و مواد مغذی دیگر، به شکار حشرات و استفاده از مواد موجود در آنها پرداخته و برای این منظور تکامل یافته‌اند. تصاویر زيرگونه نایاب و کمیاب اين نوع از گیاهان را نشان مي دهد.

با گذشت هفت سال از حادثه 11 سپتامبر 2001 ، حادثه هولناكي كه در قلب بزرگترين قدرت جهان رخ داد، فرصت مناسبي فراهم مي‌سازد تا به زواياي مختلف آن، به ويژه تاثيري كه در آرايش نيروها در سطح جهان داشته است بپردازيم. اين حادثه كه موضوع مقالا‌ت بي‌شمار، كتاب‌هاي متعدد و فيلم‌هاي سينمايي زيادي شده است هنوز در پس‌ هاله‌اي از ابهام وسؤال‌هاي زيادي قرار دارد، گرچه پیامدهای حملات تروریستی این روز همچنان روح و روان مردم آمریکا و کنترل سیاست‌های خارجی این کشور را در قبضه خود دارد و به عقیده تحلیلگران این پدیده همچنان در خاطر مردم آمریکا باقی خواهد ماند كه گروهي نيز معتقدند اين عمل تروريستي توسط پنتاگون صورت گرفته است.


باراني ام , باراني ام , باراني از آتش
يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش
.
اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زنداني از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد
با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش
.
بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش
.
تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش
.
كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد
من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش
.
اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش

آدمک

آدمک
آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنــد دست خطــی که تو را عـاشق کرد شوخی کاغــذی ماست بخنــد آدمک خر نشــوی گریه کنی ! کل دنیا ســراب است بخنــد آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو
دخترها:توی ماهیتابه روغن میریزن اجاق گاز زیر ماهیتابه روروشن میکنن تخم مرغها
رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو،نوش‌جان میکنن پسرها:توی کابینت‌های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن توی کابینت های
پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن توی یخچال دنبال تخم‌مرغ میگردن یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن دنبال کبریت میگردن با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه
دود آشپزخونه رو برمیداره ماهیتابه رو میشورن (بگو چراروغنش بوی ترشی میداد!) ماهیتابه رو روی اجاقگاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن تخم‌مرغی که از روی
کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن چند تا فحش میدن و
لباس میپوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن وبرمیگردن تلویزیون رو
روشن میکنن وصداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی
ماهیتابه میریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن دنبال کیسه نمک میگردن و بلاخره
پیداش میکنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گزارشگر فوتبال رومیشنون و میدون
جلوی تلویزیون نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشنبوی سوختگی
رواستشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه چند تا فحش میدن و تخم مرغهایسوخته رو تویسطل
میریزن توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن با چنگال فلزی تخم‌ مرغها رو هم میزنن صدای
«گل» رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلو یتلویزیون سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم‌مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک دنبال ظرفهای مسی میگردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز
میذارن و توش روغن و تخم‌مرغ میریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن یاد نمک میفتن و
میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا
میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیمانده تخم‌مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز
میخورن چند تا فحش میدن وبلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن قابلمه رو
برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن چند تافحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب
میگیرن با یه پارچه تنظیف، قابلمه روبرمیدارن پارچه رو که توسط شعله، آتیش گرفته زیر
پاشون خاموش میکنن نیمروی آماده روجلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن