I swear by our love ...
I love you ... and only you
now i can't love anyone else ...
ever again
I swear by our love ...
I love you ... and only you
people call me crazy
to that I may agree
I've lost my heart to you ...
and nothing else matter
I don't need any comforts
I'll bear every pain
I'll give my all ...
to stand by you
I swear by our love ...
I love you ... and only you
what you've just expressed
is your own special way
I'll finally heard
what I wanted you to say
why do I keep looking at you
why do I keep thinking at you
a storm arlses in my heart
an emotion I never knew
I swear by our love ...
I love you ... and only you
I swear ... I affirm ... Ideclave ....
I avow ... I promise ... I pledge ... I commit ...
by our love ... I love you ... and only you
سلام
واي امروز مطلبي شنيدم كه وا قعاً شكّه شدم .
نميدونم شايد بعضي از شما شنيده باشيد ولي من اولين بار بود كه ميشنيدم .يعني نه كه خيلي با اخبار و اطلاعات زندم يكم دير متوجه شدم...حدود ۵ یا ۶ سال با تاخیر
در مورد اين پيش بينيه جالب قرآن دارم صحبت ميكنم البته بعضی ها میگن کار منافقینه و فقط شایعه هست ولی من کنترل کردم همش درست بود نمیدونم خودتون قضاوت کنید.
همه ي ما واقعه 11 سپتامبر رو به خاطر داريم كه اون چند تا ساختمون چه طور نيست و نابود شدند.
اين بار با اين ديد توجه كن :
كه در 11/9/2001 ساختماني 109 طبقه در خيابان جرف هارفا فرو ريخت .
حالا يك نگاه به قرآن در جزء 11 و سوره ي 9 اُم (سوره ي توبه) ، كلمه ي 2001 اُم كه در آيه ي 109 اُم واقع شده بنداز و به ترجمه و كلمات آيه هم توجه كن حتماً تو مثله من متعجب و شكّه شده و انگشت به دهن ميموني .
اَفَمَنْ اَسََّسَ بُنْيَنَهُ عَلَي تَقْوَي مِنَ الله وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ اَمْ مَّنْ اَسَّّسَ بُنْيَنَهُ عَلَي شَفَا جُرُفٍ هارٍ فَاَنْهَار َبِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَ اللهُ لا يَهْدِي اَلْقَوْمَ الظّالِمِين
پس كسي كه اساس بنايش را بر تقوا و ترس خدا و رضايت او گذاشت بهتر است يا كسي كه اساس بنايش را گذاشته بر كنار رودي كه در شرف سقوط است پس بيفتاد با آن در آتش جهنم و خدا راه نمي نمايد گروه ستمكاران را . (آيه 109 سوره توبه )
نميدونم چي بگم يعني چيزي ندارم كه بگم ... اين اعجابه يا اعجاز ؟... بهتره سكوت كنيم و كمي تفكر ...
حالا غیر از این موضوع واقعا اعجاز هاي قرآن منقلب كنندند و وقتي به درستيشون پي ميبري يه احساس خاص به آدم دست ميده .اصلا ياد خدا و فكر كردن به اون به آدم آرامش ميده. محسن يگانه درست گفته كه :
منو درگير خودت كن تا كه آرامش بگيرم

|
باراني ام , باراني ام , باراني از آتش
يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش
.
اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زنداني از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد
با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش
.
بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش
.
تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش
.
كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد
من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش
.
اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش
آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنــد دست خطــی که تو را عـاشق کرد شوخی کاغــذی ماست بخنــد آدمک خر نشــوی گریه کنی ! کل دنیا ســراب است بخنــد آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....
دخترها:توی ماهیتابه روغن میریزن اجاق گاز زیر ماهیتابه روروشن میکنن تخم مرغها
رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو،نوشجان میکنن پسرها:توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن توی کابینت های
پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن توی یخچال دنبال تخممرغ میگردن یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن دنبال کبریت میگردن با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه
دود آشپزخونه رو برمیداره ماهیتابه رو میشورن (بگو چراروغنش بوی ترشی میداد!) ماهیتابه رو روی اجاقگاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن تخممرغی که از روی
کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن چند تا فحش میدن و
لباس میپوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن وبرمیگردن تلویزیون رو
روشن میکنن وصداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی
ماهیتابه میریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن دنبال کیسه نمک میگردن و بلاخره
پیداش میکنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گزارشگر فوتبال رومیشنون و میدون
جلوی تلویزیون نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشنبوی سوختگی
رواستشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه چند تا فحش میدن و تخم مرغهایسوخته رو تویسطل
میریزن توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن صدای
«گل» رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلو یتلویزیون سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخممرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک دنبال ظرفهای مسی میگردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز
میذارن و توش روغن و تخممرغ میریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن یاد نمک میفتن و
میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا
میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیمانده تخممرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز
میخورن چند تا فحش میدن وبلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن قابلمه رو
برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن چند تافحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب
میگیرن با یه پارچه تنظیف، قابلمه روبرمیدارن پارچه رو که توسط شعله، آتیش گرفته زیر
پاشون خاموش میکنن نیمروی آماده روجلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن