ماشا با حجاب

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



"ماشا" مانكني كه حجاب را برگزيد.
ماشا در بيان دليل اين كار جالب گفت:زيبايي هاي صحنه ديگر برايم بي ارزش است.

ازدواج انسان با روبات!

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


مارتين در اين باره مي گويد:من پيشتر با زني ازدواج كرده بودم و داراي يك بچه بودم اما ديگر از زندگي كردن با زنان خسته و از وي جدا شدم. اكنون براي در آمدن از تنهايي قصد دارم با يك روبات ازدواج كنم اما دادگاه به من اجازه نمي دهند اين در حاليست كه از سوي ديگرزني در هلند به نام (باميلا) اعلام كرد كه به دليل اينكه تا كنون ازدواج نكرده، اكنون سالهاست كه با روبات روابط جنسي دارد و زندگي در كنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختي مي كند. به اين ميگن فرهنگ ، تمدن زندگيشون واسه شهوت نه عشق واسه همين كه آمار طلاق تو انگليس و ديگر كشورهاي اروپايي به اوج خودش رسيده من كه خوشحالم از ديد اينا بي فرهنگ به حساب ميام چون فرهنگشون فقط به درد خودشون مي خوره .

حيدر

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



حضرت حيدر(ع):مردم دنيا مانندكارواني هستند كه آنان راميبرنددرحالي كه درخوابند . ميلاد مولود كعبه اميرالمؤمنين يد خيبر شكن حضرت پيامبر را به بچه هاي ايروني مخصوصا پسرهاي ايروني و البته دختراي ايروني تبريك ميگم و اميدوارم هر كي حاجت داره همين امروز از حضرت بگيره مخصوصا اونايي كه منتظر نتايج كنكورن و ما فني ها كه در آستانه امتحان كنكوريم. چه خوب تو دعاهامون هم دعا كنيم من كه هميشه جووناي ايروني دعا مي كنم(محض ريا) .تو اين روزها دعا براي فرج آقا يادتون نره.

چشم به راه

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی







نگاهم مثل يك مرغ
مهاجر به دنبال حضورت كوچ ميكرد به غير از انتظارت قلبم را هيچ چيز اين گونه بي طاقت نكرده بود. منتظرت مي مانيم همان گونه كه اجدادمان منتظرتان بودن و با چشمان منتظرشان به زير خاك شتافتن. ما نيز همچنان چشم به راهيم.

IRANIAN GIRL

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


ياد اون زمون هاي قديم بخير كه دخترامون بجاي فشن كردن موها و سر و وضعشون، پيشوني بند يامحمد(ص) و يا فاطمه به پيشوني هاشون بود اون زمونام واسه فرج آقا دعا مي كردن،الان هم دعا مي كنن حيف،حيف نمي دونن آقا
بدجوري دلش گرفته، آخه پسرهاي ايروني غيرتتون چش شده مگه آپ تو ديت،شدن به بي بندوباريه،اين فقط يه درس تلقينيه يه درسي كه از جنس غربت نه از جنس،فرهنگ ايروني،دختر پسر ايروني، به داد خودمون برسيم،به داد وطن ،به داد غيرتمون برسيم.

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر ميشود با وفاترين دوست به مرور زما ن بي وفا ميشود...اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است .

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



اگه كسي بهت گفت كه ازعشقت ميميره،بدون دروغ ميگه. كسي راست ميگه
كه به عشق تو زنده است.
(به اميد زندگي)

نوشته‌شده توسط سینا فرهودی



نوشته‌شده توسط سینا فرهودی


دو تا ادم برفي دوطرف رودخونه عاشق هم ميشن از عشق هم اب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسند تقديم به اونايي كه دوسشون داريم ولي ازشون دوريم.


باراني ام , باراني ام , باراني از آتش
يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش
.
اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زنداني از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد
با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش
.
بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش
.
تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش
.
كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد
من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش
.
اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش

آدمک

آدمک
آدمک آخر دنیاست بخنــــد آدمک مرگ همین جاست بخنــد دست خطــی که تو را عـاشق کرد شوخی کاغــذی ماست بخنــد آدمک خر نشــوی گریه کنی ! کل دنیا ســراب است بخنــد آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو

تفاوت پسر ها و دختر ها در تهیه نیمرو
دخترها:توی ماهیتابه روغن میریزن اجاق گاز زیر ماهیتابه روروشن میکنن تخم مرغها
رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو،نوش‌جان میکنن پسرها:توی کابینت‌های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن توی کابینت های
پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن توی یخچال دنبال تخم‌مرغ میگردن یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن دنبال کبریت میگردن با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه
دود آشپزخونه رو برمیداره ماهیتابه رو میشورن (بگو چراروغنش بوی ترشی میداد!) ماهیتابه رو روی اجاقگاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن تخم‌مرغی که از روی
کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن چند تا فحش میدن و
لباس میپوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن وبرمیگردن تلویزیون رو
روشن میکنن وصداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی
ماهیتابه میریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن دنبال کیسه نمک میگردن و بلاخره
پیداش میکنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گزارشگر فوتبال رومیشنون و میدون
جلوی تلویزیون نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشنبوی سوختگی
رواستشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه چند تا فحش میدن و تخم مرغهایسوخته رو تویسطل
میریزن توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن با چنگال فلزی تخم‌ مرغها رو هم میزنن صدای
«گل» رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلو یتلویزیون سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم‌مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک دنبال ظرفهای مسی میگردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز
میذارن و توش روغن و تخم‌مرغ میریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن یاد نمک میفتن و
میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا
میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیمانده تخم‌مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز
میخورن چند تا فحش میدن وبلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن قابلمه رو
برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن چند تافحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب
میگیرن با یه پارچه تنظیف، قابلمه روبرمیدارن پارچه رو که توسط شعله، آتیش گرفته زیر
پاشون خاموش میکنن نیمروی آماده روجلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن